حضرت معصومه؛ نقطه عطف تمدن سازی اسلامی در قلب ایران

آیا فداکاری همواره به معنای از دست دادن است؟ در نگاهی عمیق به قوانین هستی، فداشدن موجودات در راه ارزش های عالی، نه یک فقدان، بلکه راهی برای تعالی و کسب ارزش است. این قاعده در تاریخ اسلام، به ویژه در نقش بانوان اهل بیت(ع)، به شکلی بی نظیر دیده می شود که از فداکاری در کربلا تا تمدن سازی علمی در قم را در بر می گیرد؛ جایی که جایگاه معنوی یک شخصیت، مستقیماً بر ساختار علمی و اجتماعی یک منطقه تأثیر می گذارد.

آیا فداکاری همواره به معنای از دست دادن است؟ در نگاهی عمیق به قوانین هستی، فداشدن موجودات در راه ارزش های عالی، نه یک فقدان، بلکه راهی برای تعالی و کسب ارزش است. این قاعده در تاریخ اسلام، به ویژه در نقش بانوان اهل بیت(ع)، به شکلی بی نظیر دیده می شود که از فداکاری در کربلا تا تمدن سازی علمی در قم را در بر می گیرد؛ جایی که جایگاه معنوی یک شخصیت، مستقیماً بر ساختار علمی و اجتماعی یک منطقه تأثیر می گذارد.

حجت الاسلام والمسلمین سیدرضا جزایری، استاد برجسته حوزه و دانشگاه در گفت وگو با خبرنگار ایکنا از لرستان به بررسی مفهوم «شریکه الحسین» تا نقش محوری حضرت معصومه(س) در تبدیل شدن قم به قطب تمدن اسلامی، پرداخته است  و بیان کرده است که چگونه حضور معصومین در جغرافیای ما، مسیر تبلیغ تشیع و گسترش تمدن اسلامی را در جهان هموار کرده است؛ در ادامه مشروح آن را می خوانیم؛

ایکنا ـ در ساختار نظام خلقت و مجموعه های انسانی، معمولاً سطوح پایین تر فدای سطوح بالاتر می شوند؛ اما این قاعده در نظام ولایت چگونه عمل می کند و چرا فدا شدن موجودات «دانی» در راه موجودات «عالی»، در حقیقت نوعی ارتقای رتبه و کسب فیض برای خود آن هاست؟

یکی از قوانین مهم در عالم خلقت این است که همواره افراد «دانی» و سطوح پایین تر یک مجموعه، فدای افراد «عالی» و سطوح بالاتر می شوند. برای نمونه، اگر در نیروهای نظامی دقت کنید، عموماً دو بخش «صف» و «ستاد» وجود دارد؛ نیروهای ستاد شامل فرماندهان و رده های عالی رتبه هستند، در حالی که سربازان و نیروهای پیاده نظام به عنوان جلودار حرکت می کنند.

در هر جای عالم و هر مجموعه ای که بنگریم، این سنت برقرار است؛ مجموعه های پایین تر فدای رده های بالاتر می شوند تا آن جایگاه عالی حفظ شود. این مسئله نام های گوناگونی به خود می گیرد؛ گاه رنگ و بوی معنوی به خود می گیرد، مانند اینکه می گوییم پیشمرگ وطن یا پیشمرگ دین هستم. یعنی من که در مرتبه پایین تر (دانی) هستم، فدای ارزش و حقیقتی والاتر می شوم. البته در این فدا شدن، فیض و بلوغی نیز برای موجود دانی حاصل می شود.

در زیارت عاشورا می گوییم «بابی انت و امی»؛ یعنی ای امام حسین(ع)، پدر و مادر من به فدای تو باد. این نوعی فدا شدن و تقرب است؛ یعنی ما که موجوداتی سطح پایین هستیم، با فدا شدن در راه امام حسین(ع) رشد می کنیم و خون و وجودمان ارزش می یابد. در حقیقت، شهید نیز چنین جایگاهی دارد؛ کسی که در راه خدا کشته می شود قتیل فی سبیل الله، خود را فدای ارزشی والاتر همچون امام، دین، قرآن یا ذات حق تعالی می کند. در این فدا شدن است که انسان ارزش می یابد، خون او اوج می گیرد و مدال افتخار شهید را دریافت می کند؛ چنان که می تواند شفیع هزار نفر در قیامت باشد. قاعده کلی این است که موجود عالی فدای موجود دانی نمی شود، بلکه همواره این مراتب پایین تر هستند که فدای مرتبه بالاتر می شوند.

با توجه به اصول اعتقادی ما شیعیان مبنی بر اینکه ائمه معصوم(ع) هرگز سخن بیهوده نمی گویند و تمام فرمایشاتشان ناشی از الهامات غیبی و اتصال به عالم ملکوت است، در متون دینی داریم که پیامبر اکرم(ص) بارها در وصف حضرت فاطمه زهرا(س) فرمودند: «فداها ابوها» (پدرش به فدایش باد). با توجه به نکاتی که گفته شد، این تعبیر نشان می دهد که در وجود مبارک حضرت زهرا(س) ویژگی بسیار خاص و بی بدیلی وجود داشته که پیامبر بزرگوار اسلام(ص) خود را در آن فانی می دانستند.

نمونه مشابه و شگفت انگیز این فرمایش را در کلام امام کاظم(ع) درباره حضرت معصومه(س) نیز شاهدیم؛ آنجا که خطاب به ایشان فرمودند: «ابوها فداها»(پدرش به فدایش باد). ماجرا از این قرار بود که جمعی از علما از راهی دور آمده بودند تا پاسخ پرسش های پیچیده خود را از امام کاظم(ع) دریافت کنند. حضرت در منزل حضور نداشتند و به جای ایشان، دختر مکرمه شان، حضرت معصومه(س) پاسخ سؤالات را کتباً نوشته و به آن ها تحویل داده بودند.

این افراد هنگام خروج از منزل امام، در کوچه با حضرت کاظم(ع) مواجه شدند و ماجرا را بازگو کردند. امام(ع) پاسخ ها را مطالعه فرمودند و تأیید کردند و فرمودند: «آنچه من می خواستم به شما بگویم، دخترم معصومه برای شما نوشته است» و در ادامه عبارت «ابوها فداها» را به کار بردند. این واقعه گواهی روشن بر مقام منیع الهی و رفعت شأن حضرت معصومه(س) است؛ چرا که یک امام معصوم و مفترض الطاعه، خود را فدای ایشان می خواند.

ایکنا - مفهوم «شریکه الحسین» در مورد حضرت زینب(س) و تکرار آن در قالب «شریکه الرضا(ع)» برای حضرت معصومه(س)، چه دلالت هایی درباره نقش بانوان اهل بیت در تمدن سازی دارد و چگونه حضور ایشان در قم، از یک مرکز ساده به قطب تمدن اسلامی و پاسگاهی برای گسترش تشیع تبدیل شد؟

در متون روایی، از حضرت زینب(س) با عنوان «شریکة الحسین» یاد شده است؛ چرا که ایشان دوشادوش امام حسین(ع) در واقعه کربلا حضور داشتند و در پاسداری از دین خدا و آیین نبوی، جان فشانی کردند. این ویژگی برجسته را در وجود کریمه اهل بیت، حضرت معصومه(س)، نیز به روشنی می بینیم که به حق «شریکة الرضا(ع)» محسوب می شوند. هجرت ایشان به ایران با هدف یاری امام رضا(ع) و ترویج فرهنگ اهل بیت(ع) صورت گرفت و حضور مبارکشان، نقطه عطفی در تاریخ علم و تمدن اسلامی در ایران رقم زد.

اگرچه قم پیش از ورود حضرت معصومه(س) نیز پایگاه محبان اهل بیت(ع) بود، اما پس از شهادت و تدفین این بانوی بزرگوار، ظرفیتی عظیم و پتانسیلی نو در این شهر پدید آمد؛ عاشقان مکتب اهل بیت(ع) گرد مزار مطهر ایشان حلقه زدند و تمدنی بزرگ را بنیان نهادند. در سایه حضور این بانوی مکرمه، بسیاری از فقها، دانشمندان و عالمان دینی تربیت شدند که توانستند دین مبین اسلام و مکتب تشیع را به اقصی نقاط جهان گسترش دهند.

امروزه در سایه تلاش های صورت گرفته در جمهوری اسلامی ایران، تأسیس جامعة المصطفی (ص) العالمیة در شهر مقدس قم، که مرکز گردهمایی طلاب علوم دینی از سراسر جهان اسلام است، خود آغازگر یک تمدن سازی نوین اسلامی است که ریشه در کرامت حضرت معصومه(س) دارد. از همین روست که در روایات، قم آشیانه آل محمد(ص) (عش آل محمد) نامیده شده است.

بی شک، وجود این خواهر و برادر، نقطه عطف تاریخ تمدن اسلامی در ایران است و گسترش و ترویج تشیع ناب علوی در آینده، حول محور و در پرتو فیض این دو بزرگوار شکل خواهد گرفت و ان شاءالله به جهانیان عرضه خواهد شد.

انتهای پیام

نظرات

captcha